بهنظر میرسد این اتفاق در تاریخ، رویدادی بسیار منحصر به فرد است. نهتنها از منظر حجم حضور مردمی برای پشتیبانی از یک جریان در یک کشور بلکه ابعاد آن بهگونهای است که میتوان گفت نصابی تازه در تاریخ ثبت شده. حتی اگر این پدیده را با گردهمایی بزرگ اربعین مقایسه کنیم، میبینیم در اربعین، جمعیتی ۲۰ تا ۳۰میلیونی در بازهای ۲۰روزه در تردد هستند اما ما در این مورد، شاهد حضور جمعیتی بالای ۳۰میلیون نفر در طول ۱۰۰شب متوالی هستیم. این ۱۰۰شب شرایطی متنوع و دشوار را به خود دیده است؛ از دوران جنگ، برف و باران، موشک و ترکش گرفته تا ماه مبارک رمضان، شرایط سخت میدان نبرد و سکوتهای راهبردی که میتوانست هر جریانی را به ناامیدی بکشاند اما مردم در تمام این وضعیتها حضور داشتند و عقبنشینی نکردند. پیشتر نیز عرض کردهام که این «خسته نشدن» موضوعی بسیار کلیدی است که از همان «بعثت» ناشی میشود. امام شهید ما در مورد این مردم فرمودند انبیا وقتی مبعوث میشوند، دیگر خسته نمیشوند چراکه اساسا «راه درست» خستگی ندارد. خستگی مربوط به زمانی است که مسیر را اشتباه میرویم.
در ماجرای حضرت موسی(ع) و حضرت خضر(ع) دقت بفرمایید. آنجا که حضرت موسی در جستوجوی حضرت خضر بود و احساس خستگی کرد، به یوشع بن نون که همراه و خواهرزادهاش بود گفت: «لقد لقینا من سفرنا هذا نصبا/ ما از این سفرمان رنج و خستگی دیدیم». این خستگی نشان میداد مسیر را اشتباه رفتهاند و باید بازگردند. پس از آن، آدرس زنده شد و متوجه شدند در مسیر نادرست بودهاند. وقتی انبیا مبعوث میشوند، دیگر خسته نمیشوند؛ همانطور که حضرت نوح(ع) ۹۵۰سال دعوت کرد و خسته نشد تا زمانی که دستور خداوند برای آمادهسازی جهت طوفان صادر شد.
مردمی که در حد انبیا و به شکل بعثت قیام میکنند و مبعوث میشوند، هم از عصمت انبیا در کلیت خود برخوردارند و هم مقاومت و خستگیناپذیری آنان را دارند. این ویژگیهای بعثت مردم است. درواقع شما با این قاعده میتوانید تمام آنچه را که در نتیجه بعثت انبیا قائل هستید، به بعثت مردم نیز سرایت دهید؛ اینکه مردم باید پیشقدم باشند و این تمدن را بسازند و نخبگان باید در این تمدن در حال شکلگیری، پشت سر مردم حرکت کنند. در تمدنهای گذشته، سابقه این بوده که تمدنها از یک جمعیت خواص و نخبه شروع میشد و شکل میگرفت، سپس مردم میآمدند و پشت سر آنها قرار میگرفتند اما در این تمدن خاص که انشاءالله بزرگترین و آخرین تمدن حاکم بر جهان بشریت خواهد بود، اتفاقی که در حال وقوع است کاملا برعکس عمل میکند. این حرکت از مردم_ که اصطلاحا «عوام» نامیده میشوند_ شروع شده است. ما همیشه «عوام» را بهمعنای امری منحط تلقی کردهایم چراکه تمدن غرب، متن قابل تشخیصی ندارد.